پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۲

غفل نبرده بهره ای از روزگار عمر

وقتی که فوت شد نبود در شمار عمر

با هیچ کس وفا نکند شاهد حیات

پیداست از دورنگی لیل و نهار عمر

هرگز ندیده است کس از سایه اش نشان

از بسکه تند می گذرد شهسوار عمر

بیرون زحد عقل بود عالم شباب

دیوانگی است لازم جوش بهار عمر

کی می توان به زاری و زورت نگاه داشت

در دست هیچ کس نبود اختیار عمر

با حاجیان کعبهٔ توفیق شو رفیق

از دست تا نرفته مهار قطار عمر

یک دم ز زندگیم نشد صرف کار حق

جویا چو من مباد کسی شرمسار عمر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۴نونهالم را ز بس بگذاشت بر شوخی مدار
  2. شمارهٔ ۷۱۵بی ذکر تو نیکو نبود پیشهٔ دیگر
  3. شمارهٔ ۷۱۶به بیخودی شد از آن همزبان من تصویر
  4. شمارهٔ ۷۱۷می رباید خط روی لاله گونم بیشتر
  5. شمارهٔ ۷۱۸گریم ز هجر آن گل رو چون سحاب وار
  6. شمارهٔ ۷۱۹بی جلوهٔ روی تو نظر بسته نکوتر
  7. شمارهٔ ۷۲۰از گل داغ جنون دارم بهاری در نظر
  8. شمارهٔ ۷۲۱شد دل دریا کنارم ته همین از چشم تر
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.