پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۴

نونهالم را ز بس بگذاشت بر شوخی مدار

عکس در آیینه چون در چشمه باشد بیقرار

از بر خود افکند در سینه کندنها برون

هست از نامی من عاصی نگین را بسکه عار

سخت رنگین می نماید جلوهٔ موج هوا

یا زمستی بال افشان گشته طاؤس بهار

هر که بر درگاه دولت مانع سایل گماشت

چو بداری بهر خود آماده کرد از چوب دار

در برم دل داغ خوبیهای بیش از حد اوست

در نمی آید میانش از نزاکت در کنار

سوی خلق اندازد آخر از نظرها مرد را

آبرو ریزد ز چین جبهه اش چون آبشار

از خمار باده جویا بسکه امشب خشک ماند

هر لب من کار دندان می کند مقراض وار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۶به بیخودی شد از آن همزبان من تصویر
  2. شمارهٔ ۷۱۷می رباید خط روی لاله گونم بیشتر
  3. شمارهٔ ۷۱۸گریم ز هجر آن گل رو چون سحاب وار
  4. شمارهٔ ۷۱۹بی جلوهٔ روی تو نظر بسته نکوتر
  5. شمارهٔ ۷۲۰از گل داغ جنون دارم بهاری در نظر
  6. شمارهٔ ۷۲۱شد دل دریا کنارم ته همین از چشم تر
  7. شمارهٔ ۷۲۲اگر از سوز عشقت سوخت دل دیوانه‌ای کمتر
  8. شمارهٔ ۷۲۳پای هر نخلی که بوسیدم به دوران بهار
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.