پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۳

آه ما کی در شب هجرت فلک پیما نشد

هر حباب اشک ما همچشم با دریا نشد

مصر معموری بود از اشک و آه ما خراب

در کدامین شهر جا کردیم کان صحرا نشد

کی به بزم دلبری خون نیاز عاشقان

در هجوم ناز او پامال استغنا نشد

هر که آمد زین جهان گلهای عشرت چید و رفت

غنچهٔ امید ما بود آنکه هرگز وا نشد

تا قیامت ماند در زنگ کدورت هر کرا

مصقل آیینهٔ دل موجهٔ صهبا نشد

داد از چرخ دنی پرور که در گلزار دهر

بی دورنگی میرزای عهد ما رعنا نشد

هر که دامن بر میان در مسلک تسلیم زد

سد راه همتش دنیا و مافیها نشد

چرخ دون پیوسته جویا خون مردم می خورد

زین شراب لعل هرگز خالی این مینا نشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۵چه جورها که غمت با دل تباه نکرد
  2. شمارهٔ ۷۰۶از نخستم تن ز درد عشق غم فرسوده بود
  3. شمارهٔ ۷۰۷آشنا با عشق اگر شد عقدهٔ دل وا شود
  4. شمارهٔ ۷۰۸اضطرابی دارم از آرام شوخ و شنگ تر
  5. شمارهٔ ۷۰۹روم از خویشتن دنبال دلدار
  6. شمارهٔ ۷۱۰ای ز فیض لطف عامت گشته خون ناب شیر
  7. شمارهٔ ۷۱۱فصل بهاران شده ساغر بگیر
  8. شمارهٔ ۷۱۲غفل نبرده بهره ای از روزگار عمر
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.