پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۱

قهقهه خنده مرا در غم او ناله بود

جام سرشار به لب ساغر تبخاله بود

نه همین اشک به چشمم شده چون آینه خشک

آه در دل گره از بیم تو چون لاله بود

دل که در حلقهٔ سرگشتگی آمد به کمند

مرکز دایرهٔ شعلهٔ جواله بود

کی رسد بی مدد عشق به جایی فریاد

تپش سینه و دل باد و پر ناله بود

همچو طاؤس که جویا دمش افزوده به حسن

زینت سرمهٔ آن چشم زدنباله بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۳اشک ما موج شراب دل بود
  2. شمارهٔ ۶۹۴هر که چون صبح خودنمایی کرد
  3. شمارهٔ ۶۹۵در این زمانه کسی نیست رو به من خندد
  4. شمارهٔ ۶۹۶‏ آتش آهم ز بس گلزار بی نم می شود
  5. شمارهٔ ۶۹۷با چمن دوش به شوخی چه اداها می‌کرد
  6. شمارهٔ ۶۹۸کدامین شب به خواب آن روی خندانم نمی‌آید
  7. شمارهٔ ۶۹۹وای بر دیده اگر محو بدایع نشود
  8. شمارهٔ ۷۰۰اشتیاقم جام می را جان تصور می کند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.