پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۸

کدامین شب به خواب آن روی خندانم نمی‌آید

که دریاهای خون از چشم گریانم نمی‌آید

مگر زد برق آهم کاروان اشک خونین را

که عمری شد به طوف طرف دامانم نمی‌آید

کمان‌ابرویی دیدم که مانند پر ناوک

ز حیرانی به هم صف‌های مژگانم نمی‌آید

شکفتم گل گل از داغ تنمایش و زین داغم

که او هرگز به گلگشت گلستانم نمی‌آید

به پیش محرم و بیگانه غلتیدم به خون دل

کسی را رحم بر حال پریشانم نمی‌آید

دمی نبود که دل از رخنه‌های سینه از هجرت

به استقبال هر چاک گریبانم نمی‌آید

ندیدم همچو ترک چشم او قبقاج اندازی

برون کس با بت برگشته مژگانم نمی‌آید

کدامین صبحدم کاندر هوای غنچهٔ لعلش

چو گل چاک گریبان تا به دامانم نمی‌آید

چرا جویا نغلتد بر دل اهل سخن نظمم

که بر لب غیر گوهرهای غلتانم نمی‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۰اشتیاقم جام می را جان تصور می کند
  2. شمارهٔ ۷۰۱سخن سازی چو چشم یار در دنیا نمی باشد
  3. شمارهٔ ۷۰۲قصیده ای که درآن مدح مرتضی نبود
  4. شمارهٔ ۷۰۳آه ما کی در شب هجرت فلک پیما نشد
  5. شمارهٔ ۷۰۴ز رنگ چهره ام بوی بهار درد می آید
  6. شمارهٔ ۷۰۵چه جورها که غمت با دل تباه نکرد
  7. شمارهٔ ۷۰۶از نخستم تن ز درد عشق غم فرسوده بود
  8. شمارهٔ ۷۰۷آشنا با عشق اگر شد عقدهٔ دل وا شود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.