پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۷

با چمن دوش به شوخی چه اداها می‌کرد

غنچه را باد سحر بند قبا وامی‌کرد

شوخی دختر رز دیدهٔ معنی‌بینم

در پس پردهٔ رنگ تو تماشا می‌کرد

همچو بوی گلم از ضعف ز جا برمی‌داشت

گر نسیمی ز چمن روی به صحرا می‌کرد

پیش از آن دم که شود مصرع قدش موزون

کسب معنی دلم از عالم بالا می‌کرد

طعن من بر لب شیرین تو بیکار نبود

اینقدر هست که راه سخنی وامی‌کرد

دل به مستی ز لبش کام خود امشب بگرفت

مطلبی شوخ‌تر ای کاش تمنا می‌کرد

پیش از آن دم که فروچیده شود این دکان

دل سودازده با زلف تو سودا می‌کرد

شبنمی را که کف مهر ز گلشن پیچید

تکمهٔ پیرهن غنچهٔ گل وامی‌کرد

کافرم هرگز اگر موج به دریا کرده است

آنچه دور از تو تپش با دل جویا می‌کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۹وای بر دیده اگر محو بدایع نشود
  2. شمارهٔ ۷۰۰اشتیاقم جام می را جان تصور می کند
  3. شمارهٔ ۷۰۱سخن سازی چو چشم یار در دنیا نمی باشد
  4. شمارهٔ ۷۰۲قصیده ای که درآن مدح مرتضی نبود
  5. شمارهٔ ۷۰۳آه ما کی در شب هجرت فلک پیما نشد
  6. شمارهٔ ۷۰۴ز رنگ چهره ام بوی بهار درد می آید
  7. شمارهٔ ۷۰۵چه جورها که غمت با دل تباه نکرد
  8. شمارهٔ ۷۰۶از نخستم تن ز درد عشق غم فرسوده بود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.