پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۹

وای بر دیده اگر محو بدایع نشود

بر دل افسوس که حیران صنایع نشود

بر ندارد هوست تا زخودآرایی دست

حسن کردار تو مقبول طبایع نشود

نگه مست تو پیماید اگر صاف طهور

دامن خلق تر از مسکر مایع نشود

توبه کن توبه که در چاه ضلالت افتی

دستگیر تو اگر ترک شنایع نشود

در سر زلف بتان و دل عاشق سودا

مشتری تا نشود بندهٔ بایع نشود

غم ز رسوایی خود نیست مرا در عشقت

لیک خواهم خبر حسن تو شایع نشود

تا توانی مده از دست نکویی جویا

کاین گرانمایه متاعی است که ضایع نشود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۱سخن سازی چو چشم یار در دنیا نمی باشد
  2. شمارهٔ ۷۰۲قصیده ای که درآن مدح مرتضی نبود
  3. شمارهٔ ۷۰۳آه ما کی در شب هجرت فلک پیما نشد
  4. شمارهٔ ۷۰۴ز رنگ چهره ام بوی بهار درد می آید
  5. شمارهٔ ۷۰۵چه جورها که غمت با دل تباه نکرد
  6. شمارهٔ ۷۰۶از نخستم تن ز درد عشق غم فرسوده بود
  7. شمارهٔ ۷۰۷آشنا با عشق اگر شد عقدهٔ دل وا شود
  8. شمارهٔ ۷۰۸اضطرابی دارم از آرام شوخ و شنگ تر
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.