پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۴

هر که چون صبح خودنمایی کرد

پیرهن بر تنش قبایی کرد

عشوهٔ لاجوردیی که تراست

رنگ روی مرا طلایی کرد

چون توان دید ماه را کامشب

چهره شد با تو بی حیایی کرد

دیدهٔ من ز دیدن رویت

آشنایی به روشنایی کرد

نخورد آبی از زلال وصال

دل که او خوی با جدایی کرد

شوخ بالا بلند من جویا

سرو را خنده بر رسایی کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۶‏ آتش آهم ز بس گلزار بی نم می شود
  2. شمارهٔ ۶۹۷با چمن دوش به شوخی چه اداها می‌کرد
  3. شمارهٔ ۶۹۸کدامین شب به خواب آن روی خندانم نمی‌آید
  4. شمارهٔ ۶۹۹وای بر دیده اگر محو بدایع نشود
  5. شمارهٔ ۷۰۰اشتیاقم جام می را جان تصور می کند
  6. شمارهٔ ۷۰۱سخن سازی چو چشم یار در دنیا نمی باشد
  7. شمارهٔ ۷۰۲قصیده ای که درآن مدح مرتضی نبود
  8. شمارهٔ ۷۰۳آه ما کی در شب هجرت فلک پیما نشد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.