پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۰

تا دلم هنگامهٔ مهر و وفا را گرم کرد

خوی آتشناک او بزم جفا را گرم کرد

درد کی آسان تواند جای گیرد در دلی

داغ خونها خورده تا در لاله جا را گرم کرد

پنجهٔ عصمت نپیچد زور بی زنهار می

باده نتواند سر اهل حیا را گرم کرد

سر برهنه می برد دایم به سر مهر برین

آه - عالم سوز من از بس هوا را گرم کرد

دوش جویا از ره انصاف شیخ شهر گفت

خودفروشی عاقبت بازار ما را گرم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۲با همه اعضا مرا چون ابر گریان ساختند
  2. شمارهٔ ۶۹۳اشک ما موج شراب دل بود
  3. شمارهٔ ۶۹۴هر که چون صبح خودنمایی کرد
  4. شمارهٔ ۶۹۵در این زمانه کسی نیست رو به من خندد
  5. شمارهٔ ۶۹۶‏ آتش آهم ز بس گلزار بی نم می شود
  6. شمارهٔ ۶۹۷با چمن دوش به شوخی چه اداها می‌کرد
  7. شمارهٔ ۶۹۸کدامین شب به خواب آن روی خندانم نمی‌آید
  8. شمارهٔ ۶۹۹وای بر دیده اگر محو بدایع نشود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.