پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۴

چو مهر دوست مرا در حریم جان تابد

به رنگ شمع ز نور دلم زبان تابد

به درد نکته سراباش! آه از سختی

که نارسیده به درگاه دل عنان تابد

چنانکه آینه تابان شود ز پرتو مهر

ز باده آن گل رخسار آنچنان تابد

به غیر داغ دل دردمند عاشق نیست

ستاره ای که در این تیره خاکدان تابد

چنانکه روی زمین روشن است از خورشید

فروغ جبههٔ صدقم بر آسمان تابد

برای گوهر یکدانهٔ دل جویا

ز پیچ و تاب دو زلف تو ریسمان تابد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۶از شور جنون هیچ کس آگاه نمی بود
  2. شمارهٔ ۶۶۷اگر غبار ره یار می توانی شد
  3. شمارهٔ ۶۶۸شب که حالم زغم هجر تو دیگرگون بود
  4. شمارهٔ ۶۶۹سوی گلشن شو اکسیر حیاتت گر هوس باشد
  5. شمارهٔ ۶۷۰آن دم که باده کلفتم از سینه می برد
  6. شمارهٔ ۶۷۱خط به گرد عارضش گرد شمیم گل بود
  7. شمارهٔ ۶۷۲شب که در ساغر شراب ارغوان افکنده بود
  8. شمارهٔ ۶۷۳دایما خون دلم زان زلف و کاکل می‌چکد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.