پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۵

آیینه با وقار تو سیماب می شود

با شوخی تو برق رگ خواب می شود

جرأت بود مکیدن آن لب که چون نبات

تا در دهن گذاشته ای آب می شود

آن باده ای که حسن بمینای دل کند

در پرده های دیدهٔ ما ناب می شود

سرگشتگیان چاه زنخدان یار را

در گریه عضو عضو چو دولاب می شود

سرگشتگی ز صورت حالم عیان بود

از عکس رویم آینه گرداب می شود

جویا دلت بمهر علی روشن است از آن

شبها ز ود آه تو مهتاب می شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۷اگر غبار ره یار می توانی شد
  2. شمارهٔ ۶۶۸شب که حالم زغم هجر تو دیگرگون بود
  3. شمارهٔ ۶۶۹سوی گلشن شو اکسیر حیاتت گر هوس باشد
  4. شمارهٔ ۶۷۰آن دم که باده کلفتم از سینه می برد
  5. شمارهٔ ۶۷۱خط به گرد عارضش گرد شمیم گل بود
  6. شمارهٔ ۶۷۲شب که در ساغر شراب ارغوان افکنده بود
  7. شمارهٔ ۶۷۳دایما خون دلم زان زلف و کاکل می‌چکد
  8. شمارهٔ ۶۷۴عیار ناقصان از فکر کامل می تواند شد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.