پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۱

خط به گرد عارضش گرد شمیم گل بود

سبزهٔ پشت لبش موج نسیم گل بود

لفظ و معنی در لبش با یکدگر جوشیده اند

همچو رنگ و بوی گل کاندر حریم ل بود

می کند هر کس ز سیر باغ استشمام فیض

فیض عامی لازم طبع کریم گل بود

از وفاداری شعار دلبری را تازه کن

ورنه بودن بی وفا طور قدیم گل بود

از مصاحب می توان بر حال هر کس راه برد

با تو جویا همنشین بلبل ندیم گل بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۳دایما خون دلم زان زلف و کاکل می‌چکد
  2. شمارهٔ ۶۷۴عیار ناقصان از فکر کامل می تواند شد
  3. شمارهٔ ۶۷۵غمی به خاطرم از بیش و کم نمی آید
  4. شمارهٔ ۶۷۶چو انگشتان نایی دایما در رقص می آید
  5. شمارهٔ ۶۷۷تا چند رود دل پی کاری که ندارد
  6. شمارهٔ ۶۷۸دست خواهش تا توان از مدعا باید کشید
  7. شمارهٔ ۶۷۹لب خندان به تو ای غنچه دهن بخشیدند
  8. شمارهٔ ۶۸۰دگر بوی کبابم از دل آواره می آید
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.