پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۸

دست خواهش تا توان از مدعا باید کشید

خویش را در سایهٔ بال هما باید کشید

تلخ و شیرین تا به کام خواهشت یکسان شود

ساغر لبریز تسلیم و رضا باید کشید

در سواد هند خوش در کشمکش افتاده ایم

ناز منعم بیش از ابرام گدا باید کشید

می سراید چشم او در هر مژه برهم زدن

پردهٔ ناموس بر روی حیا باید کشید

که خدنگ آه از دل گه کمان ناز یار

با وجود بی دماغیها چها باید کشید

دسترس خواهی اگر جویا به کام نشأتین

پای در دامان صبر و انزوا باید کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۰دگر بوی کبابم از دل آواره می آید
  2. شمارهٔ ۶۸۱دل عاشق ز منع اشک خونین غرق خون می گردد
  3. شمارهٔ ۶۸۲دل از مهر می و معشوقم آسان بر نمی خیزد
  4. شمارهٔ ۶۸۳هرگز از پیش نظر آن رخ رخشان نرود
  5. شمارهٔ ۶۸۴به شوخی برق را راه تپش بر بال و پر بندد
  6. شمارهٔ ۶۸۵دل را به قدر خمکده ها جوش داده اند
  7. شمارهٔ ۶۸۶تنها نه همین یارم گوش سبکی دارد
  8. شمارهٔ ۶۸۷نه آسان زان سر کو عاشق بیدل برون آید
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.