پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۰

دگر بوی کبابم از دل آواره می آید

مگر امشب ببزم آن شوخ آتشپاره می آید

چو گل کز باد نوروزی بریزد بر سر خاری

مرا دل بر سر مژگان که نظاره می آید

نشد هموار بر دل در غمش نگریستن زانرو

سرشک از دیدهٔ غمدیده ام همواره می آید

مگر ماه من امشب می شود در محفلم طالع

که هر دم در پریدن دیده چون سیاه می آید

عبث پیش فلک می نالی از بیچارگی ایدل

از این بی دست و پا درد تراکی چاره یم آید

ز برق نالهٔ جانسوز عاشق نرم گردیدن

نیاید ازدل سنگش ز سنگ خاره می آید

بلند و پست دنیا چون کند با بدگهر جویا

کی از سوهان علاج زشتی انگاره می آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۲دل از مهر می و معشوقم آسان بر نمی خیزد
  2. شمارهٔ ۶۸۳هرگز از پیش نظر آن رخ رخشان نرود
  3. شمارهٔ ۶۸۴به شوخی برق را راه تپش بر بال و پر بندد
  4. شمارهٔ ۶۸۵دل را به قدر خمکده ها جوش داده اند
  5. شمارهٔ ۶۸۶تنها نه همین یارم گوش سبکی دارد
  6. شمارهٔ ۶۸۷نه آسان زان سر کو عاشق بیدل برون آید
  7. شمارهٔ ۶۸۸نیکی به خلق چرخ زبرجد نمی کند
  8. شمارهٔ ۶۸۹گر از بحرین چشمم ابر نیسان مایه ور می شد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.