پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۸

نیکی به خلق چرخ زبرجد نمی کند

الحق چو نیک مینگری بد نمی کند

هر کس مثال آینه صافست طینتش

هرگز به روی خلق خوش آمد نمی کند

بادا زبان زبانهٔ آتش بکام او

آن کس که ذکر آل محمد (ص) نمی کند

بالفرض سرو گلشن اگر هم روان شود

مانند مصرع قدت آمد نمی کند

حدی مقرر است جفاهای ناز را

کس جور با دلی چو تو بی حد نمی کند

آن دل که گشته اینه از مصقل رضا

خوب از بد آنچه روی دهد رد نمی کند

جویا بدی ز نفس شرارت نهاد ماست

ذاتی که خیر محض بود بد نمی کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۰تا دلم هنگامهٔ مهر و وفا را گرم کرد
  2. شمارهٔ ۶۹۱قهقهه خنده مرا در غم او ناله بود
  3. شمارهٔ ۶۹۲با همه اعضا مرا چون ابر گریان ساختند
  4. شمارهٔ ۶۹۳اشک ما موج شراب دل بود
  5. شمارهٔ ۶۹۴هر که چون صبح خودنمایی کرد
  6. شمارهٔ ۶۹۵در این زمانه کسی نیست رو به من خندد
  7. شمارهٔ ۶۹۶‏ آتش آهم ز بس گلزار بی نم می شود
  8. شمارهٔ ۶۹۷با چمن دوش به شوخی چه اداها می‌کرد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.