پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۲

دل از مهر می و معشوقم آسان بر نمی خیزد

دلی هرگز کس آسان از سر جان بر نمی خیزد

کنم زنجیر خالی از در پرپیچ و تاب خود

چو من دیوانه ای در روزگاران بر نمی خیزد

چنان افتاده ایم از پا که فردای قیامت هم

غبار از تربت ما خاکساران بر نمی خیزد

دلی سالم نجست از صیدگاه ترک چشم او

بلی افتادهٔ آن تیر مژگان بر نمی خیزد

ز بس خاکش سریشم اختلاط افتاده با سرها

جبین از سجدهٔ درگاه جانان بر نمی خیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۴به شوخی برق را راه تپش بر بال و پر بندد
  2. شمارهٔ ۶۸۵دل را به قدر خمکده ها جوش داده اند
  3. شمارهٔ ۶۸۶تنها نه همین یارم گوش سبکی دارد
  4. شمارهٔ ۶۸۷نه آسان زان سر کو عاشق بیدل برون آید
  5. شمارهٔ ۶۸۸نیکی به خلق چرخ زبرجد نمی کند
  6. شمارهٔ ۶۸۹گر از بحرین چشمم ابر نیسان مایه ور می شد
  7. شمارهٔ ۶۹۰تا دلم هنگامهٔ مهر و وفا را گرم کرد
  8. شمارهٔ ۶۹۱قهقهه خنده مرا در غم او ناله بود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.