پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۶

چو انگشتان نایی دایما در رقص می آید

سرانگشت طبیب از جستن نبضم نیاساید

برای ما و خود در فکر خودسازی نمی افتد

مگر خودرای من بهر خدا خود را بیاراید

به اغوای طمع هر کس شود آبستن مردم

حذر از صحبتش اولاست کز وی فتنه ها زاید

نیارد مصقل ماه نوش از تیرگی بیرون

چنین گر از دلم آن تیغ ابرو زنگ برباید

نشاید غیر یاد وصل او دیگر تمنایی

لبش جویا به کام دل مکیدن باید و شاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۸دست خواهش تا توان از مدعا باید کشید
  2. شمارهٔ ۶۷۹لب خندان به تو ای غنچه دهن بخشیدند
  3. شمارهٔ ۶۸۰دگر بوی کبابم از دل آواره می آید
  4. شمارهٔ ۶۸۱دل عاشق ز منع اشک خونین غرق خون می گردد
  5. شمارهٔ ۶۸۲دل از مهر می و معشوقم آسان بر نمی خیزد
  6. شمارهٔ ۶۸۳هرگز از پیش نظر آن رخ رخشان نرود
  7. شمارهٔ ۶۸۴به شوخی برق را راه تپش بر بال و پر بندد
  8. شمارهٔ ۶۸۵دل را به قدر خمکده ها جوش داده اند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.