پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۳

دایما خون دلم زان زلف و کاکل می‌چکد

آب و رنگ گل نگر کز شاخ سنبل می‌چکد

سرو رنگین‌جلوه‌ام چون در خرام آید به ناز

خون خجلت از پر طاووس گل‌گل می‌چکد

در گلستانی که آب از جوی یکرنگی خورد

خون گل پیوسته از منقار بلبل می‌چکد

گشته‌ام در عشق او تریاکی تریاق صبر

بس که زان تیغ مژه زهر تغافل می‌چکد

زینهار از هم‌زبانی فیض کیفیت مجوی

کز لبش صاف تکلم بی‌تامل می‌چکد

حرص دارد تشنهٔ صد آرزو جویا مرا

ورنه آب گوهر از دست توکل می‌چکد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۵غمی به خاطرم از بیش و کم نمی آید
  2. شمارهٔ ۶۷۶چو انگشتان نایی دایما در رقص می آید
  3. شمارهٔ ۶۷۷تا چند رود دل پی کاری که ندارد
  4. شمارهٔ ۶۷۸دست خواهش تا توان از مدعا باید کشید
  5. شمارهٔ ۶۷۹لب خندان به تو ای غنچه دهن بخشیدند
  6. شمارهٔ ۶۸۰دگر بوی کبابم از دل آواره می آید
  7. شمارهٔ ۶۸۱دل عاشق ز منع اشک خونین غرق خون می گردد
  8. شمارهٔ ۶۸۲دل از مهر می و معشوقم آسان بر نمی خیزد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.