پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۲

شب که در ساغر شراب ارغوان افکنده بود

پیش رویش باده را آتش بجان افکنده بود

بکر معنی کز زبانم برگ جلوه ساز

از قماش لفظ بر رو پرنیان افکنده بود

ماه را امشب فروغ حسن عالم سوز یار

تشت رسوایی ز بام آسمان افکنده بود

غنچه را بی اعتدالیهای باد صبحدم

پرده از رخسارهٔ راز نهان افکنده بود

دیدهٔ بد دور کامشب ناوک مژگان یار

ابروش را شور در بحر کمان افکنده بود

چشم بازیگوشش از بس نازپرورد حیاست

خویش را دانسته در خواب گران افکنده بود

هر که جویا بود در تعریف خود رطب اللسان

در حقیقت خویشتن را بر زبان افکنده بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۴عیار ناقصان از فکر کامل می تواند شد
  2. شمارهٔ ۶۷۵غمی به خاطرم از بیش و کم نمی آید
  3. شمارهٔ ۶۷۶چو انگشتان نایی دایما در رقص می آید
  4. شمارهٔ ۶۷۷تا چند رود دل پی کاری که ندارد
  5. شمارهٔ ۶۷۸دست خواهش تا توان از مدعا باید کشید
  6. شمارهٔ ۶۷۹لب خندان به تو ای غنچه دهن بخشیدند
  7. شمارهٔ ۶۸۰دگر بوی کبابم از دل آواره می آید
  8. شمارهٔ ۶۸۱دل عاشق ز منع اشک خونین غرق خون می گردد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.