پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۴

عیار ناقصان از فکر کامل می تواند شد

زبان گر خامشی عادت کند دل می تواند شد

گهر در عقد گوهر با زبان حال می گوید

که بی پا و سران را جاده منزل می تواند شد

ز برگ لاله گر برداشتن توان سیاهی را

زدامان دلم داغ تو زایل می تواند شد

نباشد مستی با نقد دنیا فیض عقبی را

کف بخشش کجا چون دست سایل می تواند شد

کمال غفلت انسان بود در بند خود بودن

خوشا حال کسی کز خویش غافل می تواند شد

چرا بیکار باشد همچو گل دست نگارینت

به گردن سرو مینا را حمایل می تواند شد

ز خوان نعمت دیدارآرایی چو محفل را

کف خورشید تابان دست سایل می تواند شد

ز احوالم چه می پرسی چو دیدی اضطرابم را

تپیدنها زبان حال بمسل می تواند شد

محال است اینکه بگشاید گره از خاطرم جویا

می از یک قطره بی او عقدهٔ دل می تواند شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۶چو انگشتان نایی دایما در رقص می آید
  2. شمارهٔ ۶۷۷تا چند رود دل پی کاری که ندارد
  3. شمارهٔ ۶۷۸دست خواهش تا توان از مدعا باید کشید
  4. شمارهٔ ۶۷۹لب خندان به تو ای غنچه دهن بخشیدند
  5. شمارهٔ ۶۸۰دگر بوی کبابم از دل آواره می آید
  6. شمارهٔ ۶۸۱دل عاشق ز منع اشک خونین غرق خون می گردد
  7. شمارهٔ ۶۸۲دل از مهر می و معشوقم آسان بر نمی خیزد
  8. شمارهٔ ۶۸۳هرگز از پیش نظر آن رخ رخشان نرود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.