پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۳

سوار ابلق لیل و نهار خود باشد

اگر کسی بتواند سوار خود باشد

خوشا حضور نماز کسی که چون محراب

ز خود تهی شود و در کنار خود باشد

به خامشی مگریز از خطر که همچو حباب

دلت ز پاس نفس در حصار خود باشد

کسی که پاس نگه پیشه کرد چون فانوس

حصار دیدهٔ شب زنده دار خود باشد

به روی گرم چو، مهر آنکه با خلایق زیست

گل سر سبد روزگار خود باشد

کسی که کرده قناعت به قطره ای چو گهر

همیشه مایه ور اعتبار خود باشد

به هوشیاری و مستی، وقار او جویا

چو بی قراری ما برقرار خود باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۵آیینه با وقار تو سیماب می شود
  2. شمارهٔ ۶۶۶از شور جنون هیچ کس آگاه نمی بود
  3. شمارهٔ ۶۶۷اگر غبار ره یار می توانی شد
  4. شمارهٔ ۶۶۸شب که حالم زغم هجر تو دیگرگون بود
  5. شمارهٔ ۶۶۹سوی گلشن شو اکسیر حیاتت گر هوس باشد
  6. شمارهٔ ۶۷۰آن دم که باده کلفتم از سینه می برد
  7. شمارهٔ ۶۷۱خط به گرد عارضش گرد شمیم گل بود
  8. شمارهٔ ۶۷۲شب که در ساغر شراب ارغوان افکنده بود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.