پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۱

به قدر دستگه پامال حب مال خواهی شد

اگر دستی نخواهی داشت فارغ بال خواهی شد

خمار آرزویم بشکن و یک جرعه بر لب نه

چو جام گل زصاف رنگ مالامال خواهی شد

اگر طاووس رنگین جلوهٔ من در خرام آید

تو هم زاهد سراپا چشم از دنبال خواهی شد

تکلف بر طرف زین دست و بازو در نظر دارد

که چون دست هما بر مایهٔ اقبال خواهی شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۳سوار ابلق لیل و نهار خود باشد
  2. شمارهٔ ۶۶۴چو مهر دوست مرا در حریم جان تابد
  3. شمارهٔ ۶۶۵آیینه با وقار تو سیماب می شود
  4. شمارهٔ ۶۶۶از شور جنون هیچ کس آگاه نمی بود
  5. شمارهٔ ۶۶۷اگر غبار ره یار می توانی شد
  6. شمارهٔ ۶۶۸شب که حالم زغم هجر تو دیگرگون بود
  7. شمارهٔ ۶۶۹سوی گلشن شو اکسیر حیاتت گر هوس باشد
  8. شمارهٔ ۶۷۰آن دم که باده کلفتم از سینه می برد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.