پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۰

بحر را چشم تر ما از نظر می افکند

کوه را بار غم از کمر می افکند

گر زبانم ریزه خوان شکوه شد از جا مرو

شعلهٔ عشقست گاهی هم شرر می افکند

وادی خونخوار عشق است اینکه در گام نخست

ناخن از سر پنجهٔ شیران نر می افکند

در دلم کز صاف یکرنگیست تخمیر گلش

هر نفس نیرنگ او رنگ دگر می افکند

ماه نو امروز اگر با ابروش در همسری است

هفتهٔ دیگر تماشا کن سپر می افکند

شوخی حسن ترا نازم که از موج صفا

خار در پیراهن آب گهر می افکند

هر که نگزیند کنار از دور پر آشوب جام

خویش را جویا به گرداب خطر می افکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۲صید خلق اهل ریا در گوشه گیری دیده اند
  2. شمارهٔ ۶۶۳سوار ابلق لیل و نهار خود باشد
  3. شمارهٔ ۶۶۴چو مهر دوست مرا در حریم جان تابد
  4. شمارهٔ ۶۶۵آیینه با وقار تو سیماب می شود
  5. شمارهٔ ۶۶۶از شور جنون هیچ کس آگاه نمی بود
  6. شمارهٔ ۶۶۷اگر غبار ره یار می توانی شد
  7. شمارهٔ ۶۶۸شب که حالم زغم هجر تو دیگرگون بود
  8. شمارهٔ ۶۶۹سوی گلشن شو اکسیر حیاتت گر هوس باشد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.