پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون

غزلیات

۱,۴۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۷۸۱ ای که دل برده‌ای ز دستم باز
  2. شمارهٔ ۷۸۲ صبا با گل بگو از من دگر باز
  3. شمارهٔ ۷۸۳ به یاد آمدم آن جوانی و ناز
  4. شمارهٔ ۷۸۴ در بوستان حسن بگفتم به سرو ناز
  5. شمارهٔ ۷۸۵ ای تو چون محمود و من در بندگی همچون ایاز
  6. شمارهٔ ۷۸۶ صبا مرا به جهان نیست جز تو محرم راز
  7. شمارهٔ ۷۸۷ سرو نازی سرو نازی سرو ناز
  8. شمارهٔ ۷۸۸ آن سرو راست را که همی پرورم به ناز
  9. شمارهٔ ۷۸۹ فغان و داد ازین روزگار سِفله نواز
  10. شمارهٔ ۷۹۰ به دست دل نیفتاده چو تو حوری‌وشی هرگز
  11. شمارهٔ ۷۹۱ تا چند کِشیم از جگر این آه جگرسوز
  12. شمارهٔ ۷۹۲ دلبرا بر سر کوی تو فغانست امروز
  13. شمارهٔ ۷۹۳ جفا نمود دلم بر سر وفاست هنوز
  14. شمارهٔ ۷۹۴ روی او صبح من و ماه تمامست هنوز
  15. شمارهٔ ۷۹۵ بار عشق تو مرا بر دل و جانست هنوز
  16. شمارهٔ ۷۹۶ در فراقش رود خون از دیده می‌بارم هنوز
  17. شمارهٔ ۷۹۷ دیگر چه فتنه می‌کند این باد مشک بیز
  18. شمارهٔ ۷۹۸ نیاز من به رخ خود مکن ز خویش قیاس
  19. شمارهٔ ۷۹۹ مریز خون دل خلق را نگارا بس
  20. شمارهٔ ۸۰۰ بیا که در دو جهان غیر تو ندارم کس
  21. شمارهٔ ۸۰۱ نمی‌باید مرا منّت ز هر کس
  22. شمارهٔ ۸۰۲ چون من ندارم جز تو کس جز تو ندارم هیچکس
  23. شمارهٔ ۸۰۳ صبا برو ز بر من مقام یار بپرس
  24. شمارهٔ ۸۰۴ آنچنانم ز غم عشق تو حیران که مپرس
  25. شمارهٔ ۸۰۵ دلبرا ترک جفا کن ز من زار بترس
  26. شمارهٔ ۸۰۶ جانا به جان تو که به فریاد ما برس
  27. شمارهٔ ۸۰۷ ای دل خسته برو بر در آن یار مترس
  28. شمارهٔ ۸۰۸ ما در میان عاشقان عشق خدا داریم و بس
  29. شمارهٔ ۸۰۹ ما را بجز خیال تو کس نیست هم نفس
  30. شمارهٔ ۸۱۰ ای مرا خیل خیالت هم نفس
  31. شمارهٔ ۸۱۱ اگر به خلق نماید رخ جهان آراش
  32. شمارهٔ ۸۱۲ صبا از رخ بکش یک دم نقابش
  33. شمارهٔ ۸۱۳ چون صبا آورد از زلفش نسیمی روح بخش
  34. شمارهٔ ۸۱۴ یارب دل محنت زده‌ام را خبری بخش
  35. شمارهٔ ۸۱۵ دل ربود از من و در دست بلا افکندش
  36. شمارهٔ ۸۱۶ نگار مهوش ما را که نیست مانندش
  37. شمارهٔ ۸۱۷ منّتی نیست ز خلقم به جهان جز کرمش
  38. شمارهٔ ۸۱۸ دلم بر آتشست از لعل نوشش
  39. شمارهٔ ۸۱۹ که دید شکل هلالی چو ابروی طاقش
  40. شمارهٔ ۸۲۰ نگار چابکِ مهروی مهوش
  41. شمارهٔ ۸۲۱ در باغ خرامید شبی آن بت مهوش
  42. شمارهٔ ۸۲۲ چند ز دیده خون دل بر رخ جان چکانمش
  43. شمارهٔ ۸۲۳ آه ازین شب که نیست پایانش
  44. شمارهٔ ۸۲۴ خوشست درد که باشد امید درمانش
  45. شمارهٔ ۸۲۵ مراست درد فراقی که نیست درمانش
  46. شمارهٔ ۸۲۶ اگرچه یاد نیاید به سالها ز منش
  47. شمارهٔ ۸۲۷ صبحدم آورد بویی سویم از پیراهنش
  48. شمارهٔ ۸۲۸ گر زنم آهی بسوزم خرمنش
  49. شمارهٔ ۸۲۹ ز مهرویان بود گویا وفا خوش
  50. شمارهٔ ۸۳۰ در فراقت من نکردم خواب خوش
  51. شمارهٔ ۸۳۱ ای دل ما را به دردت حال خوش
  52. شمارهٔ ۸۳۲ بیا تا در برت گیرم چو جان خوش
  53. شمارهٔ ۸۳۳ چو خندد صبحدم گل در چمن خوش
  54. شمارهٔ ۸۳۴ بیا که دیدهٔ من دید دوش خوابی خوش
  55. شمارهٔ ۸۳۵ چرا کردی مرا از دل فراموش
  56. شمارهٔ ۸۳۶ گرم بوسی دهی از لعل پُر نوش
  57. شمارهٔ ۸۳۷ به خوابش دیده‌ام زلف تو را دوش
  58. شمارهٔ ۸۳۸ گر شبی سوی من خسته دل افتد رایش
  59. شمارهٔ ۸۳۹ به جان آمد دل من از جفایش
  60. شمارهٔ ۸۴۰ بر ما گذر ار آرد در دیده کنم جایش

متن اشعار به نقل از گنجور.