پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۳

چو خندد صبحدم گل در چمن خوش

نماید چون رخت در چشم من خوش

به بستان تا قد رعنات دیدم

به چشمم برنیامد نارون خوش

نگارا تا برفتی از بر من

دمم بر‌می‌نیاید از بدن خوش

تن چون گل به پیراهن مپوشان

که بر گل می‌نیاید پیرهن خوش

رخت همچون گلست و یاسمن تن

که باشد سرخ گل با یاسمن خوش

به لعل تو نظر کرده‌ست یاقوت

از آن رو برنیاید از عدن خوش

به حشرم ار بود امّید دیدار

بخفتم من به بویت در کفن خوش

جهانم بر دو دیده تار و تنگست

فراقت چون کنم بر خویشتن خوش

به پیش ما خرام ای جان که باشد

قد سرو سهی اندر چمن خوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۵چرا کردی مرا از دل فراموش
  2. شمارهٔ ۸۳۶گرم بوسی دهی از لعل پُر نوش
  3. شمارهٔ ۸۳۷به خوابش دیده‌ام زلف تو را دوش
  4. شمارهٔ ۸۳۸گر شبی سوی من خسته دل افتد رایش
  5. شمارهٔ ۸۳۹به جان آمد دل من از جفایش
  6. شمارهٔ ۸۴۰بر ما گذر ار آرد در دیده کنم جایش
  7. شمارهٔ ۸۴۱گر به جانی می‌فروشد وصل خویش
  8. شمارهٔ ۸۴۲تو جوری می‌کنی بر من ز حد بیش
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.