پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۰

در فراقت من نکردم خواب خوش

بی لبت هرگز نخوردم آب خوش

غرقه گشتم در غمت دستم بگیر

بحر غم را کی بود پایاب خوش

در فراقت جان شیرین می‌دهم

بندهٔ بیچاره را دریاب خوش

روی خوبت کعبه صاحب دلان

زآنکه باشد ابرویت محراب خوش

تا به کی در تاب باشی ای نگار

گرچه باشد در دو زلفت تاب خوش

جز رخ عاشق فریبت دلبرا

من ندیدم در جهان مهتاب خوش

کار من عشقست و بار از غم به دل

باشدم در عشق او اسباب خوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۲بیا تا در برت گیرم چو جان خوش
  2. شمارهٔ ۸۳۳چو خندد صبحدم گل در چمن خوش
  3. شمارهٔ ۸۳۴بیا که دیدهٔ من دید دوش خوابی خوش
  4. شمارهٔ ۸۳۵چرا کردی مرا از دل فراموش
  5. شمارهٔ ۸۳۶گرم بوسی دهی از لعل پُر نوش
  6. شمارهٔ ۸۳۷به خوابش دیده‌ام زلف تو را دوش
  7. شمارهٔ ۸۳۸گر شبی سوی من خسته دل افتد رایش
  8. شمارهٔ ۸۳۹به جان آمد دل من از جفایش
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.