پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۴

یارب دل محنت زده‌ام را خبری بخش

وز دیدهٔ صاحب نظرانم نظری بخش

در مصلحت دنیی و دینم نظری کن

بر دشمن و بیگانه و خویشم ظفری بخش

این خستهٔ غم را به فرح مرهم دل ساز

وین بی سر و پا را ز کرم پا و سری بخش

بی رهبر بینا نتوان رفت به منزل

از پیروی راهروانم اثری بخش

شمع رخ دلسوخته را نور و صفا ده

مرغ دل سودا زده را بال و پری بخش

از شَست قضا چون بجهد تیر حوادث

جان و دل بی پوشش ما را سپری بخش

در حشر که بخشی گنه خلق به طاعت

جرم من بیچاره به آه سحری بخش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۶نگار مهوش ما را که نیست مانندش
  2. شمارهٔ ۸۱۷منّتی نیست ز خلقم به جهان جز کرمش
  3. شمارهٔ ۸۱۸دلم بر آتشست از لعل نوشش
  4. شمارهٔ ۸۱۹که دید شکل هلالی چو ابروی طاقش
  5. شمارهٔ ۸۲۰نگار چابکِ مهروی مهوش
  6. شمارهٔ ۸۲۱در باغ خرامید شبی آن بت مهوش
  7. شمارهٔ ۸۲۲چند ز دیده خون دل بر رخ جان چکانمش
  8. شمارهٔ ۸۲۳آه ازین شب که نیست پایانش
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.