پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۹

ما را بجز خیال تو کس نیست هم نفس

بی تو نمی‌توان که برآریم یک نفس

در بحر غم فتاده منم در فراق تو

ای نور هر دو دیده به فریاد ما برس

دلبر به خواب صبحدم و نیستش خبر

کز چشمه دو چشم جهان می‌رود ارس

خوش خفته در کجاوهٔ نازی چه غم خوری

زآنکس که ناله‌ها زند از شوق چون جرس

تیغ فراق بازوی صبرم شکست و ما

از دوست صبر چون بتوانیم زین سپس

بلبل صفت مقید بند و بلا شدیم

روزی .... که تا بشکنم قفس

عشق تو شاهباز و من خسته دل ضعیف

با باز عشق روی تو بازی کند مگس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۱اگر به خلق نماید رخ جهان آراش
  2. شمارهٔ ۸۱۲صبا از رخ بکش یک دم نقابش
  3. شمارهٔ ۸۱۳چون صبا آورد از زلفش نسیمی روح بخش
  4. شمارهٔ ۸۱۴یارب دل محنت زده‌ام را خبری بخش
  5. شمارهٔ ۸۱۵دل ربود از من و در دست بلا افکندش
  6. شمارهٔ ۸۱۶نگار مهوش ما را که نیست مانندش
  7. شمارهٔ ۸۱۷منّتی نیست ز خلقم به جهان جز کرمش
  8. شمارهٔ ۸۱۸دلم بر آتشست از لعل نوشش
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.