پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۰

ای مرا خیل خیالت هم نفس

جز خیالت خود نمی‌خواهیم کس

از خیالم تن خیالی گشته است

از وصالم یک شبی فریاد رس

یاد ما نگذشت یک شب در دلت

عیب نبود هیچ دریا را ز خس

گر تو را صبرست از ما سالها

در جهان ما خود تو را داریم بس

در هوای آن رخ گلبرگ تو

بلبلی بودم گرفتار قفس

بلبلی مستم به بوی و رنگ تو

من شکستم این قفس را زین هوس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۲صبا از رخ بکش یک دم نقابش
  2. شمارهٔ ۸۱۳چون صبا آورد از زلفش نسیمی روح بخش
  3. شمارهٔ ۸۱۴یارب دل محنت زده‌ام را خبری بخش
  4. شمارهٔ ۸۱۵دل ربود از من و در دست بلا افکندش
  5. شمارهٔ ۸۱۶نگار مهوش ما را که نیست مانندش
  6. شمارهٔ ۸۱۷منّتی نیست ز خلقم به جهان جز کرمش
  7. شمارهٔ ۸۱۸دلم بر آتشست از لعل نوشش
  8. شمارهٔ ۸۱۹که دید شکل هلالی چو ابروی طاقش
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.