پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون

غزلیات

۱,۴۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۸۴۱ گر به جانی می‌فروشد وصل خویش
  2. شمارهٔ ۸۴۲ تو جوری می‌کنی بر من ز حد بیش
  3. شمارهٔ ۸۴۳ نگارینا مکن بر من ستم بیش
  4. شمارهٔ ۸۴۴ آسوده نیست خاطرم از روزگار خویش
  5. شمارهٔ ۸۴۵ دادم به دستت مسکین دل ریش
  6. شمارهٔ ۸۴۶ نکهت عنبرست یا بویش
  7. شمارهٔ ۸۴۷ ای به رخت نیاز من از حد و اندازه بیش
  8. شمارهٔ ۸۴۸ به غیر سوز و گدازیم چاره نیست چو شمع
  9. شمارهٔ ۸۴۹ در شب تاریک هجران زار و سوزانم چو شمع
  10. شمارهٔ ۸۵۰ دغدغهٔ وصل تو چون برود از دماغ
  11. شمارهٔ ۸۵۱ مژده‌ای دادم صبا کآمد گل خوش‌بو به باغ
  12. شمارهٔ ۸۵۲ من نمی‌خواهم بجز روی تو باغ
  13. شمارهٔ ۸۵۳ دل برد دلبر و به دلم برنهاد داغ
  14. شمارهٔ ۸۵۴ قدّش صنوبریست روان در میان باغ
  15. شمارهٔ ۸۵۵ ای دل به گرد کعبه کوی تو در طواف
  16. شمارهٔ ۸۵۶ ما زان توئیم بی تکلّف
  17. شمارهٔ ۸۵۷ دلم از جان شده بر روی چو ماهت مشعوف
  18. شمارهٔ ۸۵۸ ای که هستم من مهجور ز جانت مشتاق
  19. شمارهٔ ۸۵۹ چنان به وصل تواَم از میان جان مشتاق
  20. شمارهٔ ۸۶۰ ما را ز حد برفت ز درد تو اشتیاق
  21. شمارهٔ ۸۶۱ بر لب آمد جان ما از اشتیاق
  22. شمارهٔ ۸۶۲ خون جگر خورم به جهان با غم فراق
  23. شمارهٔ ۸۶۳ پشتِ طاقت طاق گشت از بار عشق
  24. شمارهٔ ۸۶۴ ای گل رویت بهارستان عشق
  25. شمارهٔ ۸۶۵ الغیاث از دست دل که‌م کرد سرگردان عشق
  26. شمارهٔ ۸۶۶ به جان رسید دل من ز گردش افلاک
  27. شمارهٔ ۸۶۷ اگر ز دل کشم آهی به غم من غمناک
  28. شمارهٔ ۸۶۸ ندارم در غم عشقت ز کس باک
  29. شمارهٔ ۸۶۹ ای شرمسار روی تو خورشید بر فلک
  30. شمارهٔ ۸۷۰ ای برده رخت ز روی گل رنگ
  31. شمارهٔ ۸۷۱ دردی که مراست بر دل تنگ
  32. شمارهٔ ۸۷۲ عهد کردم که ازین پس ندهم دل به خیال
  33. شمارهٔ ۸۷۳ دل به زلفت داده‌ام زآنم پریشانست حال
  34. شمارهٔ ۸۷۴ به تلخی شب هجران و بامداد وصال
  35. شمارهٔ ۸۷۵ چو بودی گر وفا بودی در آن دل
  36. شمارهٔ ۸۷۶ رفتی و در غم تو بماندم فگار دل
  37. شمارهٔ ۸۷۷ من نمی‌یابم دوای درد دل
  38. شمارهٔ ۸۷۸ جهان خرّم و ما چنین تنگدل
  39. شمارهٔ ۸۷۹ مراست از دو جهان مهر دوست حاصل دل
  40. شمارهٔ ۸۸۰ چون ندادم آن ستمگر کام دل
  41. شمارهٔ ۸۸۱ روی تو شد صبح جان زلف تو شد شام دل
  42. شمارهٔ ۸۸۲ آسان نمی‌شود شب وصلم به کام دل
  43. شمارهٔ ۸۸۳ من با خط و خال او تا آنکه ببستم دل
  44. شمارهٔ ۸۸۴ ای خیال روی تو سلطان دل
  45. شمارهٔ ۸۸۵ ای جهان تا کی بری فرمان دل
  46. شمارهٔ ۸۸۶ ز درد فراقت من خسته دل
  47. شمارهٔ ۸۸۷ ای دیدهٔ جان جهان در شَست زلفت بسته دل
  48. شمارهٔ ۸۸۸ من فدا کردم سر اندر پای دل
  49. شمارهٔ ۸۸۹ دردم ز حد گذشت و ندارم دوای دل
  50. شمارهٔ ۸۹۰ تا چند حال ما را آشفته داری ای دل
  51. شمارهٔ ۸۹۱ بگو تا کی چنین دربندی ای دل
  52. شمارهٔ ۸۹۲ من بی دل چه کنم پیشِ که گویم غم دل
  53. شمارهٔ ۸۹۳ تا جای گرفته‌ای تو در دل
  54. شمارهٔ ۸۹۴ مرا عشقت نه امروزست در دل
  55. شمارهٔ ۸۹۵ ای برده آتش رخ تو آب و رنگ گل
  56. شمارهٔ ۸۹۶ تا کی کنم ای دوست به درد تو تحمّل
  57. شمارهٔ ۸۹۷ آن مرغ که بود زیرکش نام
  58. شمارهٔ ۸۹۸ به زلف سرکش شوریده چون شام
  59. شمارهٔ ۸۹۹ برنمی‌آید مرا زان لعل جان افزای کام
  60. شمارهٔ ۹۰۰ ای رخت همچو صبح و زلف چو شام

متن اشعار به نقل از گنجور.