پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۴

ای گل رویت بهارستان عشق

وای دل من بلبل بستان عشق

آفتابی بر سپهر دلبری

وز رخت پُر نور شد ایوان عشق

لشکر اندیشه بر هم می‌زند

چشم سرمستت به ترکستان عشق

دردمندانیم در بازار غم

ای لب جان پرورت درمان عشق

چارهٔ بیچارگان خسته کن

ای طبیب از لطف در دکّان عشق

ما مگس‌واریم و آمد در ازل

آیت شهد لبت درمان عشق

ما گدایانیم در خیلت مقیم

پادشاه حسنی و سلطان عشق

حاکمی بر ملک اهل عشق خویش

ما همه محکوم و در فرمان عشق

تا به ملک عشق حسنت چاره داد

جان ما شد در جهان حیران عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۶به جان رسید دل من ز گردش افلاک
  2. شمارهٔ ۸۶۷اگر ز دل کشم آهی به غم من غمناک
  3. شمارهٔ ۸۶۸ندارم در غم عشقت ز کس باک
  4. شمارهٔ ۸۶۹ای شرمسار روی تو خورشید بر فلک
  5. شمارهٔ ۸۷۰ای برده رخت ز روی گل رنگ
  6. شمارهٔ ۸۷۱دردی که مراست بر دل تنگ
  7. شمارهٔ ۸۷۲عهد کردم که ازین پس ندهم دل به خیال
  8. شمارهٔ ۸۷۳دل به زلفت داده‌ام زآنم پریشانست حال
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.