پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۰

ما را ز حد برفت ز درد تو اشتیاق

تا کی کشیم زهر فراق تو در مذاق

رحمی به حال زار من مستمند کن

زان رو که نیستم پس ازین طاقت فراق

آن طاق و جفت من که ببازید عشق تو

با درد عشق جفت شدیم وز صبر طاق

جان می‌دهیم بر سر کویش ز گفت و گوی

یک شب وصال دوست مگر افتد اتّفاق

در آرزوی روی تو و لعل دلکشت

در نار محرقست تن و دل در احتراق

از نور شمع طلعت تو مهر در کسوف

وز تاب آفتاب رخت ماه در محاق

صبح از فروغ نور جمال تو مشتقست

شب را ز شام ظلمت زلف تو اشتقاق

گر خاکبوس خاک درت ممکنم شود

بالای هفت منظر گردون زنم رواق

تا کی کشیم جان و جهان از میان جان

بار جفا و جور تو و درد اشتیاق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۲خون جگر خورم به جهان با غم فراق
  2. شمارهٔ ۸۶۳پشتِ طاقت طاق گشت از بار عشق
  3. شمارهٔ ۸۶۴ای گل رویت بهارستان عشق
  4. شمارهٔ ۸۶۵الغیاث از دست دل که‌م کرد سرگردان عشق
  5. شمارهٔ ۸۶۶به جان رسید دل من ز گردش افلاک
  6. شمارهٔ ۸۶۷اگر ز دل کشم آهی به غم من غمناک
  7. شمارهٔ ۸۶۸ندارم در غم عشقت ز کس باک
  8. شمارهٔ ۸۶۹ای شرمسار روی تو خورشید بر فلک
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.