پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۸

ای که هستم من مهجور ز جانت مشتاق

من نه تنها، که شده جمله جهانت مشتاق

سرو با این همه سرسبزی و رعنایی او

به قد و قامت چون سرو روانت مشتاق

نه که مشتاق منم بر قد چون نارونت

گشت از جان و روان سرو روانت مشتاق

تشنه بر آب روان بین تو که چون مشتاقست

دل غمدیدهٔ ما هست چنانت مشتاق

تنِ چون مورد ضعیفم که چو مو شد ز غمت

همچو مویت شده بر موی میانت مشتاق

چون سکندر دل شوریدهٔ سرگردانم

گشته بر چشمهٔ حیوان دهانت مشتاق

گل خوش بوی که مشهور به رنگست و به بوی

شده بر روی دلارا چو روانت مشتاق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۰ما را ز حد برفت ز درد تو اشتیاق
  2. شمارهٔ ۸۶۱بر لب آمد جان ما از اشتیاق
  3. شمارهٔ ۸۶۲خون جگر خورم به جهان با غم فراق
  4. شمارهٔ ۸۶۳پشتِ طاقت طاق گشت از بار عشق
  5. شمارهٔ ۸۶۴ای گل رویت بهارستان عشق
  6. شمارهٔ ۸۶۵الغیاث از دست دل که‌م کرد سرگردان عشق
  7. شمارهٔ ۸۶۶به جان رسید دل من ز گردش افلاک
  8. شمارهٔ ۸۶۷اگر ز دل کشم آهی به غم من غمناک
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.