پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۱

مژده‌ای دادم صبا کآمد گل خوش‌بو به باغ

با گل رویش بود از باغ و گل ما را فراغ

گل دو هفته بیش نبود در سرابستان ولی

حسن او و عشق من هر لحظه می‌گیرد بلاغ

عشق بلبل با گل بستان دو هفته بیش نیست

هست ما را از فراق روی او بر سینه داغ

با گل روی تو و سرو قدت محتاج نیست

عاشقان راه عشقت را نظر کردن به باغ

گر نه سرو قامت تو در کنار آید مرا

تا گل رویت ببینم فارغم از باغ و راغ

از فراق روی تو جانم به لب خواهد رسید

رحمتی کن ای جهان بین مرا چشم و چراغ

گل برفت از بوستان و شورش بلبل نماند

باغ را بگذاشت بلبل داد نوبت را به زاغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۳دل برد دلبر و به دلم برنهاد داغ
  2. شمارهٔ ۸۵۴قدّش صنوبریست روان در میان باغ
  3. شمارهٔ ۸۵۵ای دل به گرد کعبه کوی تو در طواف
  4. شمارهٔ ۸۵۶ما زان توئیم بی تکلّف
  5. شمارهٔ ۸۵۷دلم از جان شده بر روی چو ماهت مشعوف
  6. شمارهٔ ۸۵۸ای که هستم من مهجور ز جانت مشتاق
  7. شمارهٔ ۸۵۹چنان به وصل تواَم از میان جان مشتاق
  8. شمارهٔ ۸۶۰ما را ز حد برفت ز درد تو اشتیاق
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.