پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۲

من نمی‌خواهم بجز روی تو باغ

با رخت دارم ز بستان‌ها فراغ

بی‌رخت عالم نمی‌بینم بیا

در دو چشم ما تویی همچون چراغ

باغ و بستانم تویی اندر جهان

بی‌تو من بس فارغم از باغ و راغ

در بهار و گل کجا سازد مقام

بلبل شوریده دانی غیر باغ

بیش ازین صبرم ز جان ممکن نبود

تا به کی بر دل نهیم از عشق داغ

گل برفت و خاروَر شد بوستان

جای بلبل بین که چون بگرفت زاغ

نغمه دستان کنون خلق جهان

باز نشناسند از بانگ کلاغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۴قدّش صنوبریست روان در میان باغ
  2. شمارهٔ ۸۵۵ای دل به گرد کعبه کوی تو در طواف
  3. شمارهٔ ۸۵۶ما زان توئیم بی تکلّف
  4. شمارهٔ ۸۵۷دلم از جان شده بر روی چو ماهت مشعوف
  5. شمارهٔ ۸۵۸ای که هستم من مهجور ز جانت مشتاق
  6. شمارهٔ ۸۵۹چنان به وصل تواَم از میان جان مشتاق
  7. شمارهٔ ۸۶۰ما را ز حد برفت ز درد تو اشتیاق
  8. شمارهٔ ۸۶۱بر لب آمد جان ما از اشتیاق
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.