پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۵

ای برده آتش رخ تو آب و رنگ گل

با روی تو چرا بودم راه سوی گل

با نکهت دو زلف تو عنبر چه می‌کنم

با روی تو کجا برم ای دوست بوی گل

زان رو که نیست در گل خوش بو وفا بسی

عیبی بوَد عظیم چنین است خوی گل

کی گل برآورد چو لبت غنچه‌ای دگر

آب حیات اگر رود ای جان به جوی گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۷آن مرغ که بود زیرکش نام
  2. شمارهٔ ۸۹۸به زلف سرکش شوریده چون شام
  3. شمارهٔ ۸۹۹برنمی‌آید مرا زان لعل جان افزای کام
  4. شمارهٔ ۹۰۰ای رخت همچو صبح و زلف چو شام
  5. شمارهٔ ۹۰۱به چشم و ابروی شوخ ای دلارام
  6. شمارهٔ ۹۰۲چه خوش باشد شراب وصل در جام
  7. شمارهٔ ۹۰۳ای سرو ناز رسته دمی سوی ما خرام
  8. شمارهٔ ۹۰۴نمی‌بیند دلم از یار خود کام
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.