پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۹۰۳

ای سرو ناز رسته دمی سوی ما خرام

تا از هوای قد تو یابیم احتشام

گر بگذری به سوی چمن سرو و نارون

افتد به پیش قامت زیبات در خرام

مرغ دل ضعیف مرا بال و پر بسوخت

ای نور هر دو دیده ز اندیشه‌های خام

بر حال زار من چو ترحم نکرد یار

یارب دلست در بر دلدار یا رخام

من شیرگیر غمزه غمّاز او شدم

وز هیچ رو چو آهوی وحشی نگشت رام

همچون رکاب در قدمش خواستم شدن

پیچید ابرش نظرش را ز ما لگام

بنمای دیده تا که شود دیده روشنم

زان رو که نیست کار جهان را از او نظام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰۵چون تو را گشتم ز جان و دل غلام
  2. شمارهٔ ۹۰۶یک نظر گر می‌کنی بر حال ما، ما را تمام
  3. شمارهٔ ۹۰۷قرار برد ز دل زلف بی‌قرار توام
  4. شمارهٔ ۹۰۸تا که من نرد وفا با رخ تو باخته‌ام
  5. شمارهٔ ۹۰۹سالها تا ز غم عشق رخت سوخته‌ام
  6. شمارهٔ ۹۱۰من که با خاک درت خون دل آمیخته‌ام
  7. شمارهٔ ۹۱۱دل به غم تو بسته‌ام و از همه خلق رسته‌ام
  8. شمارهٔ ۹۱۲چون سر زلفش پریشان در جهان افتاده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.