پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۵

چو بودی گر وفا بودی در آن دل

نه دل خوانم ورا کاو هست قاتل

قتیل عشق او گشتم خدا را

چو جان در سر کنم آنک چه حاصل

فراقت پیش ما آسان نباشد

که کار عاشقی کاریست مشکل

نظر بازان درین صورت چه دانند

که کار غرقه چون شد بر سواحل

ز جان مهرت نخواهم کرد بیرون

که جای سرو جان ماست در دل

سرشته‌ستند مهرت با گل من

که جای سرو بستانیست در گل

چو بندم ریزد از هم مهر رویت

نخواهد رفت بیرون از مفاصل

ملامت عاشقان را کم توان کرد

نصیحت را نمی‌باشند قابل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۷من نمی‌یابم دوای درد دل
  2. شمارهٔ ۸۷۸جهان خرّم و ما چنین تنگدل
  3. شمارهٔ ۸۷۹مراست از دو جهان مهر دوست حاصل دل
  4. شمارهٔ ۸۸۰چون ندادم آن ستمگر کام دل
  5. شمارهٔ ۸۸۱روی تو شد صبح جان زلف تو شد شام دل
  6. شمارهٔ ۸۸۲آسان نمی‌شود شب وصلم به کام دل
  7. شمارهٔ ۸۸۳من با خط و خال او تا آنکه ببستم دل
  8. شمارهٔ ۸۸۴ای خیال روی تو سلطان دل
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.