پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۲

صبا با گل بگو از من دگر باز

به بستان آمدی با برگ و با ساز

ربودی دل به دستان از بر ما

درآمد بلبل خوش گو به آواز

به عشق روی گل سرو از چمنها

خرامیدند باری از سر ناز

که تا گل سرو بیند سرو در گِل

کند نرگس ثنای خویش آغاز

گل خوش بو به سرو ناز می‌گفت

چه باشد کز درم آیی شبی باز

جوابش داد سرو بوستانی

که گفتم با صبا بسیار ازین راز

که تا آورد بویت سوی بستان

شدم از بوی جان بخشت سرافراز

ز عشق رنگ و بویت در چمنها

درآمد بلبل جانم به پرواز

گل و سرو چمن را نیست رونق

درین بستان جهان با خار می‌ساز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۴در بوستان حسن بگفتم به سرو ناز
  2. شمارهٔ ۷۸۵ای تو چون محمود و من در بندگی همچون ایاز
  3. شمارهٔ ۷۸۶صبا مرا به جهان نیست جز تو محرم راز
  4. شمارهٔ ۷۸۷سرو نازی سرو نازی سرو ناز
  5. شمارهٔ ۷۸۸آن سرو راست را که همی پرورم به ناز
  6. شمارهٔ ۷۸۹فغان و داد ازین روزگار سِفله نواز
  7. شمارهٔ ۷۹۰به دست دل نیفتاده چو تو حوری‌وشی هرگز
  8. شمارهٔ ۷۹۱تا چند کِشیم از جگر این آه جگرسوز
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.