پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۴

در بوستان حسن بگفتم به سرو ناز

پیش قدش تو بیش به بالای خود مناز

در قامتش نگه کن و انصاف خود بده

کز قدّ اوست سرو چمن جمله سرفراز

آری چو دید عارض خورشید منظرت

ماه دو هفته از غمت افتاد در گداز

یک روز یاد بنده نکردی ز راه لطف

آخر ببین که چون گذرانم شب دراز

مانند شمع تا به دم صبح در لگن

بنشسته تا رقیب سرم می‌بُرَد به گاز

محراب ابرویت که مرا قبلهٔ دلست

آیم به صبح و شام در آن قبله در نماز

گرچه نماز ما که پذیرد به صبح و شام

ماییم معتکف به در پردهٔ نیاز

آن سرو راستی که به عالم پناه ماست

از ما چراست سایهٔ رحمت گرفته باز

مسکین کبوتری چو دلم نیست در جهان

افتاده از فراق تو در چنگ شاهباز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۶صبا مرا به جهان نیست جز تو محرم راز
  2. شمارهٔ ۷۸۷سرو نازی سرو نازی سرو ناز
  3. شمارهٔ ۷۸۸آن سرو راست را که همی پرورم به ناز
  4. شمارهٔ ۷۸۹فغان و داد ازین روزگار سِفله نواز
  5. شمارهٔ ۷۹۰به دست دل نیفتاده چو تو حوری‌وشی هرگز
  6. شمارهٔ ۷۹۱تا چند کِشیم از جگر این آه جگرسوز
  7. شمارهٔ ۷۹۲دلبرا بر سر کوی تو فغانست امروز
  8. شمارهٔ ۷۹۳جفا نمود دلم بر سر وفاست هنوز
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.