پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۵

دلبرا ترک جفا کن ز من زار بترس

زینهار از تف آه من غمخوار بترس

دلم از خار جفایت بخراشید مکن

مرهمی نه به دل از سینه افگار بترس

دیده برهم نتوانم زدن از خون جگر

رحمتی کن به من از دیدهٔ خونبار بترس

تو به خواب خوش و من در غم تو بیدارم

به غم فرقتت از دیدهٔ بیدار بترس

آهم از چرخ فلک در غمت ای دوست گذشت

مگذر از راه وفاداری و زنهار بترس

زآنکه آه دل این خسته جهانگیر شده‌ست

ترسم آهی بزنم ای بت عیار بترس

آتشی بر دلم از لعل لبانت زده‌ای

آه وصلی بزنم بر دل و از نار بترس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۷ای دل خسته برو بر در آن یار مترس
  2. شمارهٔ ۸۰۸ما در میان عاشقان عشق خدا داریم و بس
  3. شمارهٔ ۸۰۹ما را بجز خیال تو کس نیست هم نفس
  4. شمارهٔ ۸۱۰ای مرا خیل خیالت هم نفس
  5. شمارهٔ ۸۱۱اگر به خلق نماید رخ جهان آراش
  6. شمارهٔ ۸۱۲صبا از رخ بکش یک دم نقابش
  7. شمارهٔ ۸۱۳چون صبا آورد از زلفش نسیمی روح بخش
  8. شمارهٔ ۸۱۴یارب دل محنت زده‌ام را خبری بخش
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.