پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۷

ای دل خسته برو بر در آن یار مترس

ور چو خاک رهت آن دوست کند خوار مترس

کارت ارچه چو سر زلف بتان آشفته‌ست

بار بر دل منه ای خسته ازین کار مترس

تو که جویای گل خوش نفس خوش بویی

گل به دست آر و به دامن کن و از خار مترس

یار اگر یار بود با من مسکین ای دل

دل قوی دار خدا را و ز اغیار مترس

ای دل آخر بگذر بر در دلبر روزی

بوسه‌ای زان لب چون قندش بردار مترس

من که در بندگی اقرار جهانی کردم

دل محزون غمینم مکن افگار مترس

ای که خواهی که همه کار به کامت گردد

خاطر هیچکس از خویش میازار مترس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۹ما را بجز خیال تو کس نیست هم نفس
  2. شمارهٔ ۸۱۰ای مرا خیل خیالت هم نفس
  3. شمارهٔ ۸۱۱اگر به خلق نماید رخ جهان آراش
  4. شمارهٔ ۸۱۲صبا از رخ بکش یک دم نقابش
  5. شمارهٔ ۸۱۳چون صبا آورد از زلفش نسیمی روح بخش
  6. شمارهٔ ۸۱۴یارب دل محنت زده‌ام را خبری بخش
  7. شمارهٔ ۸۱۵دل ربود از من و در دست بلا افکندش
  8. شمارهٔ ۸۱۶نگار مهوش ما را که نیست مانندش
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.