پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۷۹۸

نیاز من به رخ خود مکن ز خویش قیاس

مرا به دیدهٔ اخلاص و بندگی بشناس

اگرچه نیست به سوی منت نظر لیکن

مراست بر دل از الطاف دوست شکر و سپاس

شبی به دست دلم ده دو زلف مشکین را

به جان تو که مده بیش ازین مرا وسواس

به ششدر شب هجران مکن گرفتارم

بزن سه شش به مراد دلم کنون در طاس

ترّحمی به دل تنگ ناتوانم کن

ز رنگ روی من خسته کن غمم احساس

اگر مداد شود آب جمله دریاها

اگر سما و ارض می‌شود همه قرطاس

وگر ملائکه این شرح حال بنویسند

به سالها نتواند کرد فکر و قیاس

شناختیم و بدیدیم کام خاطرشان

مباد در دو جهان ناکسان حق نشناس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۰بیا که در دو جهان غیر تو ندارم کس
  2. شمارهٔ ۸۰۱نمی‌باید مرا منّت ز هر کس
  3. شمارهٔ ۸۰۲چون من ندارم جز تو کس جز تو ندارم هیچکس
  4. شمارهٔ ۸۰۳صبا برو ز بر من مقام یار بپرس
  5. شمارهٔ ۸۰۴آنچنانم ز غم عشق تو حیران که مپرس
  6. شمارهٔ ۸۰۵دلبرا ترک جفا کن ز من زار بترس
  7. شمارهٔ ۸۰۶جانا به جان تو که به فریاد ما برس
  8. شمارهٔ ۸۰۷ای دل خسته برو بر در آن یار مترس
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.