پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی

ابن حسام خوسفی

غزلیات

۱۷۸ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱ به امیدی که بگشاید ز لعل یار مشکل‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۲ ای سهی قامت گلبوی صنوبر بر ما
  3. غزل شمارهٔ ۳ نقاب سنبل تر برشکن تجلّی را
  4. غزل شمارهٔ ۴ مران به عنف خدا را ز آستانه مرا
  5. غزل شمارهٔ ۵ ای کعبهٔ جان خاک سر کوی تو ما را
  6. غزل شمارهٔ ۶ ای به سر کوی تو مسکن و مأوی مرا
  7. غزل شمارهٔ ۷ مهوَّسان ز پی خاطر مهوِّس ما
  8. غزل شمارهٔ ۸ ای غافل از بلای دل مبتلای ما
  9. غزل شمارهٔ ۹ ای کعبه تحقیق سر کوی تو ما را
  10. غزل شمارهٔ ۱۰ ای غمزه تیز کرده به قصد هلاک ما
  11. غزل شمارهٔ ۱۱ روی تو چشم خیره کند آفتاب را
  12. غزل شمارهٔ ۱۲ نهان که می‌کند این درد آشکارهٔ ما
  13. غزل شمارهٔ ۱۳ نَسیِم الوَرد یَذکُرنِی حَبِیب ِ
  14. غزل شمارهٔ ۱۴ ای ز خطت غالیه پر مشک ناب
  15. غزل شمارهٔ ۱۵ پوشد ز زشک یلمق تو اطلس آفتاب
  16. غزل شمارهٔ ۱۶ ای جمال تو مرا شمع شب افروز امشب
  17. غزل شمارهٔ ۱۷ چو فیض ابر به نم لاله را کلاه بشست
  18. غزل شمارهٔ ۱۸ خوشتر ز آستان تو ما را مقام نیست
  19. غزل شمارهٔ ۱۹ حقّا که به حسن تو ملک نیست
  20. غزل شمارهٔ ۲۰ حسنت که آفتاب تجلی از او گرفت
  21. غزل شمارهٔ ۲۱ هر جفایی که ممکن است ازوست
  22. غزل شمارهٔ ۲۲ سنبل تر دمیده بر گل دوست
  23. غزل شمارهٔ ۲۳ دلم فریفتهٔ آن شمایل عربی‌ست
  24. غزل شمارهٔ ۲۴ مرا درد تو دایم هم نشین است
  25. غزل شمارهٔ ۲۵ ای خوش آن بلبل که گلزاریش هست
  26. غزل شمارهٔ ۲۶ دلبری دارم که دل در بندِ زُلف و خالِ اوست
  27. غزل شمارهٔ ۲۷ بیا که بویِ رَیاحین دَمید و گُل بِشِکُفْت
  28. غزل شمارهٔ ۲۸ صَبا، حکایتِ زُلْفِ مرا پَریشان گُفْت
  29. غزل شمارهٔ ۲۹ ای خوشا آن دم که بنشینیم رویاروی دوست
  30. غزل شمارهٔ ۳۰ شَرَرِ آتَشِ هِجْرانِ تو در سینه‌یِ ماست
  31. غزل شمارهٔ ۳۱ ما را به غیرِ یادِ تو، اندر ضَمیر نیست
  32. غزل شمارهٔ ۳۲ خیال ابرویت ار سجده می کنم پیوست
  33. غزل شمارهٔ ۳۳ دلا بپرس که آن روشنی دیده کجاست
  34. غزل شمارهٔ ۳۴ قد چو سرو تو بر جویبار دیده ماست
  35. غزل شمارهٔ ۳۵ مپیچ در سر زلفش که سر به سر سوداست
  36. غزل شمارهٔ ۳۶ مسلمانان دلی دارم جراحت
  37. غزل شمارهٔ ۳۷ ما را به کوی وحدت تا با تو آشنائیست
  38. غزل شمارهٔ ۳۸ ای روشنی دیده دعا می رسانمت
  39. غزل شمارهٔ ۳۹ دیدم نبشته از قلم مشکبار دوست
  40. غزل شمارهٔ ۴۰ جعد مشکینت که دل وابسته سودای اوست
  41. غزل شمارهٔ ۴۱ رسم وفا ز یار طلب می کنیم و نیست
  42. غزل شمارهٔ ۴۲ خط تو دایره ماهتاب را بگرفت
  43. غزل شمارهٔ ۴۳ از کس دلم ندید طریق نگاهداشت
  44. غزل شمارهٔ ۴۴ خرم دل آن کس که به غم های تو شاد است
  45. غزل شمارهٔ ۴۵ گل صد برگ را روی تو وارث
  46. غزل شمارهٔ ۴۶ اگر چه خُرده شناس و مبصّرم به حدیث
  47. غزل شمارهٔ ۴۷ ای کرده به غمزه دل صد شیفته تاراج
  48. غزل شمارهٔ ۴۸ لَمَع البَرقُ و النُجوم یَلوح
  49. غزل شمارهٔ ۴۹ بشکفت بر چمن گل عذرا عذار سرخ
  50. غزل شمارهٔ ۵۰ لبت یاقوت گوهر پوش دارد
  51. غزل شمارهٔ ۵۱ به جرعه ای که ز جام جهان نما بخشند
  52. غزل شمارهٔ ۵۲ مگر چو دردکشان جام بی ریا بخشند
  53. غزل شمارهٔ ۵۳ نگار من همه آیین دلبری دارد
  54. غزل شمارهٔ ۵۴ مرا زمانه زخاک درت جدا مکناد
  55. غزل شمارهٔ ۵۵ بیا بیا که در این خطهٔ خراب‌آباد
  56. غزل شمارهٔ ۵۶ گل به فصل بهار می خندد
  57. غزل شمارهٔ ۵۷ غمی دارم که وا گفتن نشاید
  58. غزل شمارهٔ ۵۸ با خال تو گر مشک به دعوی بنشیند
  59. غزل شمارهٔ ۵۹ باحسن تو مه در صف دعوی ننشیند
  60. غزل شمارهٔ ۶۰ ان را که مهر روی تو در دل نیافتند

متن اشعار به نقل از گنجور.