پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲

سنبل تر دمیده بر گل دوست

بوی گل می‌دمد ز سنبل دوست

باد عنبر شمیم می‌گذرد

یافت بویی مگر ز کاکل دوست

هر تجمل که هست در خورشید

ذره ای نیست با تجمل دوست

به جفا از درش نخواهد رفت

دوستان را بود تحمّل دوست

هر کسی راه توشه‌ای بردند

ما برفتیم بر توکل دوست

قصهٔ زلف او دراز مکش

که درازست خود تطاول دوست

این رساله ز شعر ابن حسام

یاد می‌دار از ترسل دوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴مرا درد تو دایم هم نشین است
  2. غزل شمارهٔ ۲۵ای خوش آن بلبل که گلزاریش هست
  3. غزل شمارهٔ ۲۶دلبری دارم که دل در بندِ زُلف و خالِ اوست
  4. غزل شمارهٔ ۲۷بیا که بویِ رَیاحین دَمید و گُل بِشِکُفْت
  5. غزل شمارهٔ ۲۸صَبا، حکایتِ زُلْفِ مرا پَریشان گُفْت
  6. غزل شمارهٔ ۲۹ای خوشا آن دم که بنشینیم رویاروی دوست
  7. غزل شمارهٔ ۳۰شَرَرِ آتَشِ هِجْرانِ تو در سینه‌یِ ماست
  8. غزل شمارهٔ ۳۱ما را به غیرِ یادِ تو، اندر ضَمیر نیست
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.