پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱

هر جفایی که ممکن است ازوست

من تحمل کنم ولی نه نکوست

گر دلم میل جانب او کرد

میل دل‌ها همه به جانب اوست

بوی زلف تو همدم بادست

که نسیم بهار غالیه‌بوست

روی کردی به سوی گل زان روی

گل ز شادی نگنجد اندر پوست

خجل از قد و عارض تو به باغ

سرو آزاد و لاله خودروست

در خم زلف همچو چوگانت

دل مسکین شکسته همچون گوست

با جفا نیک خو کن ابن حسام

چاره این است کان صنم بدخوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳دلم فریفتهٔ آن شمایل عربی‌ست
  2. غزل شمارهٔ ۲۴مرا درد تو دایم هم نشین است
  3. غزل شمارهٔ ۲۵ای خوش آن بلبل که گلزاریش هست
  4. غزل شمارهٔ ۲۶دلبری دارم که دل در بندِ زُلف و خالِ اوست
  5. غزل شمارهٔ ۲۷بیا که بویِ رَیاحین دَمید و گُل بِشِکُفْت
  6. غزل شمارهٔ ۲۸صَبا، حکایتِ زُلْفِ مرا پَریشان گُفْت
  7. غزل شمارهٔ ۲۹ای خوشا آن دم که بنشینیم رویاروی دوست
  8. غزل شمارهٔ ۳۰شَرَرِ آتَشِ هِجْرانِ تو در سینه‌یِ ماست
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.