پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰

حسنت که آفتاب تجلی از او گرفت

یک جلوه کرد و مملکت دل فرو گرفت

یک تار از آن دو سنبل پرچین به چین رسید

از زلف مشک بوی تو در مشک بو گرفت

دل اعتکاف کوی تو دارد بر او مگیر

مرغ حریم کعبه نباشد برو گرفت

این آهوی رمیده که اندر کمند تست

او را مران که با سگ کوی تو خو گرفت

گفتم سخن ز کوی تو گویم به خنده گفت

بگذار گفت و گو که جهان گفت و گو گرفت

مه با عذار یار برابر همی نمود

زلفش به شیوه شد طرف روی او گرفت

سر تا به پای هستی ابن حسام سوخت

آه این چه آتش است که ناگه درو گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲سنبل تر دمیده بر گل دوست
  2. غزل شمارهٔ ۲۳دلم فریفتهٔ آن شمایل عربی‌ست
  3. غزل شمارهٔ ۲۴مرا درد تو دایم هم نشین است
  4. غزل شمارهٔ ۲۵ای خوش آن بلبل که گلزاریش هست
  5. غزل شمارهٔ ۲۶دلبری دارم که دل در بندِ زُلف و خالِ اوست
  6. غزل شمارهٔ ۲۷بیا که بویِ رَیاحین دَمید و گُل بِشِکُفْت
  7. غزل شمارهٔ ۲۸صَبا، حکایتِ زُلْفِ مرا پَریشان گُفْت
  8. غزل شمارهٔ ۲۹ای خوشا آن دم که بنشینیم رویاروی دوست
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.