پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷

بیا که بویِ رَیاحین دَمید و گُل بِشِکُفْت

صبا به زُلْفِ مُعَنْبَر، بَساطِ سَبْزِه بِرُفْت

به باغ، نَرْگِسِ مَخمور، جامِ جَم بَرداشت

به بَزْمگاهِ چَمَن، لالِه، پُر پیاله گِرِفْت

صبا به دستِ سَحَرْگَه به نُوکِ نِیْزِه‌یِ خار

حَریرِ گُل بِدَرید و قَبایِ غُنْچِه بِسُفْت

میانِ سَبْزِه‌یِ سیراب، عَکْسِ لاله ببین!

که لَعْلِ ناب چگونه‌ست با زُمُرُّد، جُفْت

شِکُفْت گُل! مِیِ گُلْگُون بده که مُوسِمِ گُل

حَدیثِ توبه و تَقوا، حکایتی‌ست شِگُفْت

ز بُلْبُلانِ چَمَن پُرْس نُکْتِه‌یِ توحید

که آشکار شَوَد بر تو، رازهایِ نَهُفْت

خیالِ خواب بِرَفت از دِماغِ «ابنِ حِسام»

که بُلْبُل از هَوَسِ گُل نمی‌توانَد خُفْت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹ای خوشا آن دم که بنشینیم رویاروی دوست
  2. غزل شمارهٔ ۳۰شَرَرِ آتَشِ هِجْرانِ تو در سینه‌یِ ماست
  3. غزل شمارهٔ ۳۱ما را به غیرِ یادِ تو، اندر ضَمیر نیست
  4. غزل شمارهٔ ۳۲خیال ابرویت ار سجده می کنم پیوست
  5. غزل شمارهٔ ۳۳دلا بپرس که آن روشنی دیده کجاست
  6. غزل شمارهٔ ۳۴قد چو سرو تو بر جویبار دیده ماست
  7. غزل شمارهٔ ۳۵مپیچ در سر زلفش که سر به سر سوداست
  8. غزل شمارهٔ ۳۶مسلمانان دلی دارم جراحت
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.