پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱

ما را به غیرِ یادِ تو، اندر ضَمیر نیست

دِل را دِگَر ز صحبتِ جانان، گُزیر نیست

یاران، مَلامَتِ مَنِ عاشِق، رَها کُنید!

کاین مُبْتَلایِ عِشْق، نَصیحَت‌پَذیر نیست

دِل، عاشِق است و پَنْد نمی‌گیرد اندر او

بر وی مَگیر زان که بر او، جایِ گیر نیست

بَر مَن، کمانِ اَبرویِ مِشْکین چه می‌کَشی؟

خَوش خَوش بِکَش به غَمْزِه که حاجَت به تیر نیست

زُلْفَت نَهاد دامِ بَلا در رهِ دِلَم

آن، کیست کاو به دامِ بَلایی، اَسیر نیست؟

چشمی که آن به رویِ تو، روشن نمی‌شود

چون بِنْگَری به دیده‌یِ مَعنی، بَصیر نیست

«اِبْنِ حِسام»، تِکْیِه‌گَهِ خاکِ کویِ دوست

در آسْتانِ عِشْق از این بِهْ، سَریر نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳دلا بپرس که آن روشنی دیده کجاست
  2. غزل شمارهٔ ۳۴قد چو سرو تو بر جویبار دیده ماست
  3. غزل شمارهٔ ۳۵مپیچ در سر زلفش که سر به سر سوداست
  4. غزل شمارهٔ ۳۶مسلمانان دلی دارم جراحت
  5. غزل شمارهٔ ۳۷ما را به کوی وحدت تا با تو آشنائیست
  6. غزل شمارهٔ ۳۸ای روشنی دیده دعا می رسانمت
  7. غزل شمارهٔ ۳۹دیدم نبشته از قلم مشکبار دوست
  8. غزل شمارهٔ ۴۰جعد مشکینت که دل وابسته سودای اوست
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.