پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸

ای روشنی دیده دعا می رسانمت

صد بندگی به دست صبا می رسانمت

احرام کعبه سر کوی تو بسته ام

وانگه تحیّتی به صفا می رسانمت

ای سرو ناز بر چمن باغ دل بمان

کز آب دیده نشو و نما می رسانمت

از آرزوی لعل تو خون می شود دلم

آخر نگفته ای که شفا می رسانمت

پنهان مدار ابن حسام از طبیب،درد

بر وعده ای که گفت دوا می رسانمت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰جعد مشکینت که دل وابسته سودای اوست
  2. غزل شمارهٔ ۴۱رسم وفا ز یار طلب می کنیم و نیست
  3. غزل شمارهٔ ۴۲خط تو دایره ماهتاب را بگرفت
  4. غزل شمارهٔ ۴۳از کس دلم ندید طریق نگاهداشت
  5. غزل شمارهٔ ۴۴خرم دل آن کس که به غم های تو شاد است
  6. غزل شمارهٔ ۴۵گل صد برگ را روی تو وارث
  7. غزل شمارهٔ ۴۶اگر چه خُرده شناس و مبصّرم به حدیث
  8. غزل شمارهٔ ۴۷ای کرده به غمزه دل صد شیفته تاراج
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.